شعرگرام - پایگاه شعر و ادب پارسی
الحق همه را طالب و جویای تو دیدم
حاج کمال مشکسار
حاج کمال مشکسار( غزلیات )
4

الحق همه را طالب و جویای تو دیدم

چشم همه را محو تماشای تو دیدم
گوش همه را گوش به آوای تو دیدم
در میکده عشق چو افتاد گذارم
آن جا همه را مست ز مینای تو دیدم
کردم چو نظر برزخ اشیاء ز عبرت
بی شک همه را صورت زیبای تو دیدم
هر گاه کسی داشت تمنای وصالی
او را به یقین غرق تمنّای تو دیدم
بر افسر شاهان چو نظر نیک فکندم
تاج همه را خاک کف پای تو دیدم
با دیدۀ دل جملۀ اطوار جهان را
از روز ازل واله و شیدای تو دیدم
رفتم به در مسجد و آتشکده و دیر
الحق همه را طالب و جویای تو دیدم
کردم چو نظر بر سخن حافظ و خواجو
در دفترشان جمله سخن های تو دیدم
بر صورت عشاق مرا چون نظر افتاد
هر دم همه را بی دل و رسوای تو دیدم
در قلب « کمال » و همه مخلوق به یک بار
همواره عیان منزل و مأوای تو دیدم