شعرگرام - پایگاه شعر و ادب پارسی
سنبل و سرخ گل و نرگس شهلا دارم
حاج کمال مشکسار
حاج کمال مشکسار( غزلیات )
11

سنبل و سرخ گل و نرگس شهلا دارم

دلبری ماه وش و خوشدل و شیدا دارم
دل و دین در رهش هر روز به یغما دارم
اشک شوقی گه و بیگاه ز خوناب جگر
جاری اندر رخم هر لحظه چو دریا دارم
ای مه اندر فلک این گونه مکن جلوه گری
چون که من در نظر آن مهر فریبا دارم
سرو را گوی مناز از قد و اندام چنین
زان که من سرو روانی خوش و رعنا دارم
با خیال خم زلف و رخ و چشم مستش
سنبل و سرخ گل و نرگس شهلا دارم
چون کند جلوه به خلوتگه جانم آن یار
همه تردید زبیداری و رؤیا دارم
گر کشد دست قضا و قدرم جانب گور
باز از عشق رخش چشم به دنیا دارم
من ز عشق گل رویش همه شب همچو هزار
ناله و غلغله ای تا به ثریّا دارم
با خبر باش که یکباره دل و جان « کمال »
بهر قربانیت ای دوست مهیّا دارم