شعرگرام - پایگاه شعر و ادب پارسی
غزل شمارهٔ ۴۹۸۷
صائب تبریزی
صائب تبریزی( غزلیات )
107

غزل شمارهٔ ۴۹۸۷

سرو گلزار بهشت است قد دلجویش
لاله باغ تجلی است رخ نیکویش
من که از رشک دل روشن خود می سوزم
چون ببینم که شود آینه همزانویش ؟
بخیه راز نهان جوهر شمشیر شده است
بس که شد آینه پردا(ز د)لم ازبویش
خانه اش گر شود از موج حوادث ویران
صائب آن نیست که لنگر بکند ازکویش