شعرگرام - پایگاه شعر و ادب پارسی
در بهار عشق گل کرده جنون
حاج کمال مشکسار
حاج کمال مشکسار( غزلیات )
17

در بهار عشق گل کرده جنون

بوی جانان آید از جانم کنون
از غمش در قلب دارم موج خون
تا بدیدم سر و بالای نگار
گشت خط قامتم مانند نون
هر که دیده همچو من گلگون رخش
چون بنفشه گشته از غم سرنگون
موج اشکم از غمش بر عارض است
سیل خونم می چکد در اندرون
تا دل زارم از او پر خون شده
رفته از سر دانش و عقل و فنون
ای پدر از عشق او پندم مده
در بهار عشق گل کرده جنون
چون چشیدم بادۀ عشقش ز شوق
یافتم سر الیه الراجعون
گر « کمال » از عشق او جان می دهد
هست او از عقل و ز دانش برون