در نشر

در نشر

دلیل است ای اخی بر حشر و نشرت
چنان کت نشر باشد هست حشرت
چه می کاری ببین از خیر و از شر
همان خواهی درودن روز محشر
بدان گر پاکی است امروز کارت
یقین با او بود فردا شمارت
بدین صورت که اینجا مرده باشی
بدان خیزی گر اینجا برده باشی
در این معنی تفاوت نیست یک جو
کسی گوید تفاوت هست مشنو
ز خیر و شر ببین تا چیست کردت
که جز گردت نخواهد گشت کردت
یقین می دان چو کشتی کرده باشی
همان چیزی به دست آورده باشی
نگه دارند آن ها را تمامت
همان آرند پیشت در قیامت
در آن منزل یقین می دان ضرورت
نبندد جز عمل های تو صورت
اگر نیکوست آن صورت بهشت است
وگر نه دوزخی باشد که زشت است
چو دستت می دهد امروز کشتی
بکن کز وی به فردا در بهشتی
مجو افزون از آن فردا مزیدی
که نبود ای اخی هر روز عیدی