شعرگرام - پایگاه شعر و ادب پارسی
شمارهٔ ۸۹۹
حکیم نزاری
حکیم نزاری( غزلیات )
56

شمارهٔ ۸۹۹

چشم امیدوار به ره بر نهاده ایم
گوش نیازمند به در برگشاده ایم
پیش خیال روی تو کز چشم ما نرفت
چون مخلصان به پای ادب ایستاده ایم
مهر تو از مبادی فطرت نهاده اند
در جان ما و جان به وفای تو داده ایم
یک جرعه داده اند به ما ز اول و هنوز
لایعقل از تجرع آن جام باده ایم
دیوانه وار در پی زنجیر زلف تو
زنجیر سان چو زلف تو بر هم فتاده ایم
شیر وفا مکیده ز پستان وحدتیم
آری مگر ز مریم دوشیزه زاده ایم
نه نه نزاریا نکنی با یراق عشق
دعوی که ما هنوز در ین ره پیاده ایم