شعرگرام - پایگاه شعر و ادب پارسی
شمارهٔ ۳۰۳
حکیم نزاری
حکیم نزاری( غزلیات )
47

شمارهٔ ۳۰۳

جان است و هرچه نه همه جان است هیچ نیست
هر چیز کان به جمله نه آن است هیج نیست
زانجا هر آن جمله هست چنین است جمله هست
زینجا هرآنچه نیست چنان است هیچ نیست
الّا جز او همه هیچند هرچه هست
بی او اگر بهشت جنان است هیچ نیست
دانسته ایمن است و ندانسته غافل است
هر مجتهد که نی همه دان است هیچ نیست
کثرت نما بسی نکند روی در عدم
پول سیاه اگرچه روان است هیچ نیست
پیر ضعیف اگر به مصاف مبارزان
دعوی کند که مرد جوان است هیچ نیست
هر دو جهان بده به نزاری به یک قدح
نیک و بد جهان چو جهان است هیچ نیست